دو تا بازو به دنیا اومده
جواد مقدمپسندیدن28
بازدید4.5K
دو تا بازو به دنیا اومده نامش ابالفضل است دو تا ابرو که وقت رزم، پیغامش ابالفضل است بهوقت رزم قاسم از، رجزهای علیاکبر اگر وامی گرفته ضامنِ وامش، ابالفضل است همان که خلقاً و خُلقاً، شده مانند پیغمبر علی.اکبری که نسخهی خامش ابالفضل است علی در ضربههای مستقیمش، چون حسین است و علی در ضربههای نابههنگامش ابالفضل است حسینابنعلی خاصیت خاصش علیاصغر حسینابنعلی خاصیت عامش ابالفضل است ابالفضل است معنای ابالقربه به وقت صلح و عباس است شیر، آن شیر که رامش ابالفضل است فرات این فالگیره کهنه چون برعکس شد در خود خودش هم دیده که عکسِ تهِ جامش ابالفضل است شبیه تو شبیه او، میانِ مردمان منم کسی را میشناسم که کل اسلامش ابالفضل است اگر کویی به دریا تکیه دارد، در دلِ شیعه است که زینب نیز، اقیانوسِ آرامش ابالفضل است حسین آری اگر نوشید از انگشت پیغمبر، شیر بنوشد با نگاه، این شیر از چشمانِ حیدر، شیر و با اشکی که میریزد به لبهای پسر بابا اضافه کرده بر این کاسهی نیمهشکر، شیر مثالِ محکمی شد بر جناسِتام وقتیکه چکانده موقع گریه، به حلقِ شیر، مادر شیر به دورِ بسترش جمعاند شیرانِ بنیهاشم برادر شیر، حیدر شیر، مادر شیر، خواهر شیر نگو چشمو نگو ابرو بگو در مسجدِ رویش نشسته آهو و رفتهست بر بالای منبر، شیر برای ؟و چشمو ابرویش یک جفت آهو را تصور میکنم در حلقهی یک نَر، شیر گره خوردهاست ابرویش به هم، از این پلِ محکم چه رفت و آمدی دارند باهم، این دو لشگر شیر تمام درد من این است که در اوجِ نامردی برای شیر زخمی، هر کفتار، آخر شیر