دور هم جمع شدن باز گریه کن ها
علی پورکاوهپسندیدن41
بازدید14.8K
چاووش ماتمه، اومد وقت عزا دور هم جمع شدن، باز گریه کنها دستامونو گرفت، زهرای مرضیه از ما گریه کنا، یعنی که راضیه روضه ما رو شفا میده گریه ما رو جلا میده ماه محرم همه جا بوی کرب و بلا میده آقام آقام حسینِ من... تو کوفه زیرِ پا، شد مسلم پیکرش روی دروازهای، آویزه پیکرش خیلی زد ناله که، آقا اینجا نیا دستای زینبو، میبندن ناکسا کوفیا نا برادرن کوفیا دزد معجرن خاهرت رو اگه بیاد ... **** از چشم ترم خون عوض اشک چکیده من نامه نوشتم که بیایی نرسیده در کوچه مرا با غل و زنجیر کشیدند کار من بیچاره به بازار کشیده هر کس که کمی درهم و دینار و طلا داشت رفته دم آهنگری و نیزه خریده دندان من افتاد لبم پاره شد از بس از پیش و پس انقدر به من سنگ رسیده نقل دهن مردم این شهر کنیز است پس حق بده مسلم اگر رنگ پریده بستند و کشیدند مرا پشت سر هم مهمانم و بر خاک کف کوچه تپیده **** (منو نزن یتیمم و یتیم زدن گناهه خودم میام بسکه زدی همه تنم سیاهه) (دخترم را بغلش کن به کنیزی نبرند بین این شهر حسین جان مسلمانی نیست)