دوباره بغض و کمی آه، علتش این است
مهدی رسولیپسندیدن79
بازدید6.2K
دوباره بغض و کمی آه، علتش این است حرم نرفته بمیرم، خجالتش این است سلام میدهم از بام خانه سمت حرم ببخش نوکرتان را، بضاعتش این است هنوز توبه نکرده مرا خرید آقا محبت و کرم یار، سرعتش این است به ذکر و نام قشنگش لبم شده شیرین تمام لذت فرهاد و خلوتش این است رقیق شد دل آلوده از گناهم باز کمی زِ معجزهی چای هیئتش این است به قطره قطرهی اشکم مَلَک خورَد غبطه که اشک روضهی ارباب، قیمتش این است عجیب نیست که بدکاره هم شود زاهد که جذبهی نظر یار قدرتش این است خوشا میان عزا جان دهم همه گویند غلام کوی حسینیه قسمتش این است خیلی گران تمام شد این آب خواستن یک مشک از قبیلهی ما یک عمو گرفت ای مشک من وعدهی آب تو، به اصغر دادم یک جرعه برای او نگهداری کن لالالالا یکم دیگه دووم بیار یکم دیگه دندون روی جگر بذار رفته عمو آب بیاره الآن میاد ببین گلم داره صدای تکبیرش میاد لالایی گلم دیگه جون نداره لالایی ایشالا بارون بباره لالا لالا گرمابه چشات خواب آورده لالا لالا فاطمه برات آب آورده