جهان گیر و جهان بخش و جهان آرا علی اکبر
علی اکبر زادفرجپسندیدن7
بازدید500+
جهان گیر و جهان بخش و جهان آرا علی اکبر (فلک دست و فلک جاه و فلک پیما علی اکبر)۲ زبانها قاصرند از وصفِ تو آنجا که در مدحت سروده شعر، علیِ عالیِ اعلا، علی اکبر (ندیده هیچ چشمی در تمام عالم امکان عَدیلت را، نظیرت، را شبیهات را علی اکبر)۲ از آنجایی که از هر حیث هستی مثل پیغمبر تویی شان نزول سورهی طاها علی اکبر به وقتِ گفتنِ تکبیره الاحرام با یادت چه خوش الله اکبر میشود معنا علی اکبر برای بردن دل از حسین ابن علی کافیست بگویی با تبسم زیرِ لب بابا، علی اکبر (لبی تکان بده، پلکی بهم بزن، بابا نفس بکش علی اکبر نفس بکش پسرم) (بنازم شانههای استوارت را که دهها بار بر آنها تکیه داده زینبِ کبری علی اکبر تو از بس سفرهداری کردهای در شهرِ پیغمبر شده بعد از حسن با تو کرم معنا علی اکبر)۲ تویی مصداقِ زیبای حدیث بضعه منی شباهت داشتی از بس که با زهرا، علی اکبر موذن زادهها هنگامِ اشهد کردهاند اقرار تویی سر کردهی خیلِ موذنها علی اکبر نه دارد مادرِ موسی، نه دارد مریمِ عذرا مقامی را که دارد مادرت لیلا علی اکبر منم پایین تر از پایین تر از پایین تر از پایین تویی بالاتر از بالاتر از بالا علی اکبر (مرا در تن بوَد تا جان به هر سختی و هر آسان بگویم یا علی اصغر بگویم یا علی اکبر)۲ (حسین بن علی را سنگ و تیر و نیزه نه، بلکه غمِ پاشیدنت انداخته از پا، علی اکبر)۳ (موقع رفتنِ میدان علی اکبر بودی حال ای اکبرِ من صد علی اصغر شدهای) (اگرچه سوی چشمش رفته بود از دست اما شاه تو را بر خاک صحرا دید، صدها جا علی اکبر)۲ **** (خبرش پخش شده، پخش شدی روی زمین)۲ خبرش پخش شده، ریختهای دور و برم (چشم من تار شده یا که تو کوچک شدهای)۲ چند باری علی اصغر شدهای در نظرم در بغل تا که گرفتم بدنت ریخت زمین (تو بگو من چه کنم با تو و این دردسرم)۲ چه کسی بر سرِ تو ضربهی شمشیر زده چه کسی نیزه فرو برده به پهلوت پسرم **** (یجور ناله زدم از داغِ تو دیگه صدام افتاد تنِ تو قطعه به قطعه شد و پیش چشام افتاد)۲ جوونا اومدن جمع کردنت از بین این صحرا تنِ تو تا بیاد خیمه یه چند بار از عبام افتاد پاشیدی مثلِ تسبیح کی فکرشو میکرد در هم بشی تو پاشیدی مثل تسبیح مکافاتی کشیدم جمع بشی تو میریخت غمم از جوشنِت هزار دفعه شمردم باز کم اومد تنت (چشمِ من تار شده یا که تو کوچک شدهای دید من کم شده و دور و ورت میگردم بین اعضای تو دنبالِ سرت میگردم) نشناختمت، تو اکبری به چشمِ من حالا صد تا علی اصغری **** (داری مرا کنار خودت میکُشی پسر)۲ حرفی بزن ببین پدرت محتظر شده برخیز و اشک چشم مرا روبرو نکن با خندههای حرملهی دربه در شده اینها برای هر چه علی نقشه داشتند نامت اسیرِ بغض هزاران نفر شده تنها تو را نمیشود از خاک جمع کرد از سنگ ریزهها بدنت ریز تر شده **** (زحمتی دارم ابالفضلم، بیا با من بگرد من که خیلی گشتهام اما بیش از این پیدا نشد)۲ او خلاصه آمد و من هم خلاصه چیدمش چیدم اما آن جوانِ خوش قد و بالا نشد اینکه برگشته حرم بینِ عبا بختِ من است در میانِ این عبا بختِ بلندم جا نشد **** (جوانان بنی هاشم بیایید)۲ علی را بر درِ خیمه رسانید