دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی
حسین طاهریپسندیدن73
بازدید3.6K
دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی زِ كدام باده ساقی، به منِ خراب دادی؟ ابیعبدالله، ابیعبدالله.. من نروم زِ پیش تو، دست من است و دامنت خواه مرا به تیغ زن، خواه بِبُر سرم زِ تن دست ندارم از تو من، دست من است و دامنت گَر مُخَیَّر بکنندم به قیامت که چه خواهی دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم، نه عقل ماند و نه هوشم یا ابوفاضل، ابوفاضل... گَر همه صورتگران صورت زیبا کشند صورت ارباب ما از همه زیباتر است ابیعبدالله، ابیعبدالله... مدعیان گَر زنند دَعوی بالاتری پرچم عباس او از همه بالاتر است یا ابوفاضل، یا ابوفاضل... *** سیاه چشم و کشیده اَبرو به قبله مایل، ابوالفضائل خلیل عصمت، ذبیح سیرت مسیح سیما، ذبیح سیرت حسن کرامت، حسین قامت علی شمایل، ابوالفضائل یا ابوفاضل، یا ابوفاضل...