دل من شد خریدار اباالفضل
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن8
بازدید4.3K
دل من شد خریدار اباالفضل اسیر بوی گلزار اباالفضل نه من تنها خُمار چشم مستش فَلَک باشد گرفتار اباالفضل نوشته سر دَرِ جَنَّت خدا هم بُوَد مشتاق دیدار اباالفضل میان لشکر دل پادگانش علی اصغر عَلمدار اباالفضل رقیه از همان روز اَزل شد رئیس قصر و دربار اباالفضل اَجَل را گو سراغ از من نگیرد که جان دادم سر دار اباالفضل عوض کردم من از بَدوِ تولد دو عالَم را به یک موی اباالفضل دو صد لیلی بُود تا روز آخر خراب چشم دلجویِ اباالفضل یَلانِ کلّ عالَم جمله با هم خِجِل از زورِ بازوی اباالفضل بُود سمتِ دلم وقتِ تولد به یک قبله و آن سوی اباالفضل