دل آرام من
حسین ستودهپسندیدن100+
بازدید8.1K
دلآرام من فدای نگاهت شدم شد سرانجام من دلآرام من بگو که رسیده به گوش تو پیغام من کس و کار من چه کردی تو با این وجود گرفتار من کس و کار من به چشمم نمیآیی ای چشم بیدار من کس و کار من به شوق وصال تو شب را سحر میکنم از این شعلهها سینه را شعلهور میکنم به خوابم بیایی اگر یک شبی جان من به شوق تو کل جهان را خبر میکنم حسین جان من.. فراق تو آتش زده بر دل و جان من ضریحت پناه وجود پریشان من چه آرامشی تو با درد دوریت آخر مرا میکشی چه آرامشی مرا در پیت کو به کو تا کجا میکشی مرا مست و دیوانه کردی رهایم نکن بیا و به دوری خود مبتلایم نکن همیشه نفس در هوای غمت میکشم مرا کشتهی حسرت کربلایم نکن حسین جان من..