دلم را هوای تو پُر کرده است
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن5
بازدید700+
دلم را هوای تو پُر کرده است غمِ آشنای تو پُر کرده است حسینیه و مسجد و دِیر را نسیمِ دعای تو پر کرده است تو پیغمبری و بلادِ مرا اذانِ صدای تو پر کرده است چه باکی ز گمراهیام جاده را اگر ردّ پای تو پر کرده است هزاران سَده میشود که خدا سبو را برای تو پر کرده است دلم را به گیسوی تو بستهاند به طاقِ دو اَبروی تو بستهاند من از گیسوانت پریشانترم ز چشمِ خرابِ تو ویرانترم تو از نورِ خورشید پیداتری من از نورِ مهتاب پنهانترم کویرم ولی از کراماتِ تو من از عطرِ گلهای باران ترم تو لیلایی و بلکه لیلاتری من از آهوان تو حیرانترم اگر روی تو قبلهگاه من است من از هر مسلمان، مسلمانترم تو موسایی و رودِ نیلت منم شرارِ غمی و خلیلت منم فدای دو چشمان شهلایتان به قربان این قدّ و بالایتان مگر از کدامین جهت آمدی مَلک میچکد از سر و پایتان نگاهِ تو کردهاست مجنونمان خدای تو کردهاست لیلایتان اسیرانِ زلفِ تو را چاره نیست به قربانِ طرح مُعمّایتان تو آنی که روحالقُدُس میشود گدای نسیمِ نفسهایتان جمالِ تو، پیغمبر اکرمیست اسیریِ زلف تو هم عالمیست تو در سینهی ما حرم میزنی برای دلم حرفِ غم میزنی تو آنی که در قلّهی مأذنه قدم میزنی و عَلم میزنی سحر با اذانِ سحرگاهیات سکوت دلم را بههم میزنی تو گیسوکمندی و بالابلند مرا میکُشی تا قدم میزنی تو در محضر ماهِ اُمّالبنین ادب میکنی حرف کم میزنی نبودی اگر نامی از گل نبود ترنّم نبود و تغزّل نبود تو شهزادهای و علیاکبری علیاکبری یا که پیغمبری؟ درِ خانهات ازدحامِ گداست ولی خم به اَبرو نمیآوری تو آنی که در بینِ گهوارهات به نازی دلِ عمّه را میبَری مرا از مناجات شب بهتر است دو رکعت نمازِ علیاکبری برای اذان گفتنِ کربلا تو از هر کسِ دیگری بهتری نمازت نیازِ شبِ کربلاست گرفتارِ تو زینبِ کربلاست خداییترین جلوهی بینیاز مؤذّنترینِ زمینِ حجاز غلامیِ کوی تو را کردهام اگر آبرومندم و سرفراز ندیدم در این کوچههای کرم کسی را شبیه تو مهماننواز کنارِ خراباتِ گهوارهات اذان دِه تا بخوانم نماز بیا از بقایای خاکسترم حسینیهی اُمِّ لیلا بساز مرا تا بهشتِ نگاهت ببَر به پابوسیِ قتلگاهت ببَر