نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

دلم تنگ محمد بود پیغمبر شدی اکبر هوای رزم مولا داشتم حیدر شدی اکبر تو را با خون دل اینسان بزرگت کرده ام بابا قدم خم شد شکستم تا کمی اکبر شدی اکبر تو را در اوج خوبی های دنیا دیدم و حالا تصور میکنم حتی از آن بهتر شدی اکبر به وقت صلح لبریز از کرامت چون حسن بودی زمان جنگ چون عباس جنگاور شدی اکبر قیامتت قامتت خشمت جهنم خنده ات جنت چقدر این روز ها در باورم محشر شدی اکبر گلی بودی که بر بال عقابی پر زدی رفتی ولی با حمله ی سر نیزه ها پرپر شدی اکبر علی اکبر به میدان نبرد خویش میرفتی نگاهت میکنم ده ها علی اصغر شدی اکبر
هنوز نظری ثبت نشده