نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

ای جان جهان، جهانِ جان ادرکنی قیوم زمین و آسمان ادرکنی احیاگر صد دم مسیحیا الغوث یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی یا صاحب الزمان... دلم بهر علی میسوخت، چون دشمن مرا میزد نگاه غربت او بیشتر میداد آزارم زدم بر دامن مولای خود چنگ و میگفتم بزن قنفذ که من دست از امامم برنمیدارم (یکی برای علی ماند و آن یکی همه بود)۲ اگر چه لشکر دشمن چهل نفر دارد (سرِ علی به سلامت، چه باک ازین سردرد)۲ محبت ولی الله دردسر دارد بیشتر از این زار و پشیمانش نکن مادرم اینجاست عریانش نکن
هنوز نظری ثبت نشده