دلم اسیر بازی روزگاره
حسین ستودهپسندیدن45
بازدید4.1K
دلم اسیر بازی روزگاره از تو جدا شم خدا برام نیاره تموم دنیا با همهی قشنگیش چیزی برام جز عشق تو نداره عشقت دنیای منه، اصلا رویای منه حتی یک بار با تو هم سخن بشم عشقت آبروی من، اینه آرزوی من با پرچم گنبدت کفن بشم بی تو نفس کشیدنم حرومه نباشی دنیا واسه من تمومه آرزوهام زیاده اما آقا به تو رسیدن تنها آرزومه این دار و ندار من، کل اعتبار من از خیر و برکت اشک روضته مهر تأییدم آقا، حکم تبعیدم آقا تو دست مبارک رقیته اشکی تو چشام نمونده جونی تو صدام نمونده زیر قولام زدم از بس آبرو برام نمونده من بی پناهم دستاتو وا کن من آبروم رفته حسین، واسم دعا کن