نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

دلم آشفته ی آن مایه ی ناز است هنوز مرغ پر سوخته در پنجه ی باز است هنوز جان به لب آمد و لببر لب جانان نرسید دل به جان آمد و او بر سر ناز است هنوز همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع قصه ی ما دو سه دل داده دراز است هنوز گر چه رفتی ز دلم حسرت روی تو نرفت در این خانه به امید تو باز است هنوز دو نگاهی كه كردیَم همه عمر نرود تا قیامت از یادم نگه اولین كه دل بردی نگه دومی كه جان دادم
هنوز نظری ثبت نشده