نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

دلشوره دارم از این، حرفای زیر لبت میترسم از گریههای، هر نیمه شبت تنها حرفِ دلِ من، توی چشمِ ترمه دستِ اَجل روی شونههای حرمه تا که خیمه رو برپا میکنند بمیرم چرا گریه میکنی بمیرم چرا دور از چشمِ من تو به نیزهها تکیه میکنی حسین، نگرانتم هرثانیه دلِ خواهرت، طوفانیه چقد این سفر، طولانیه (نگرانتم حسین، نگرانتم حسین...) ****** تو این سرزمینِ غم، انگاری تو قفسم از مهمونداری، کوفیا دلواپَسَم دیدم سقفِ آسمون آوار شد روی سرم حرفهای مادرم باز اومد تو نظرم مثل هرنفس، میشناسم تورو چرا قافله، تا اینجا اومد یاد روضهی یحییٰ شد چرا تا که حرفی از کربلا اومد تو سینهام نفس، زندونیه چرا چشمِ من، بارونیه آخه این چجور مهمونیه، حسین (نگرانتم حسین، نگرانتم حسین...) ****** کاری کرده روزگار، کمتر آرزو کنم انگار باید بیتو، زخمامو رُفو کنم با کوله بارِ بلا، تا شام و کوفه برم گفتی باید با این دردِ تازه خو کنم روی صورَتم، اشکامو ببین میدونی چقدر، من بیطاقتم سایهی سرم، میدونم چقدر نگرانی از هَتکِ حُرمتم نگو سهمِ من، غربت میشه نگو بیکسی قسمت میشه نگو پیرهنت غارت میشه، حسین (نگرانتم حسین، نگرانتم حسین...)
هنوز نظری ثبت نشده