دلبر دلش گرفته دلدار گریه کرده
محمدحسین پویانفرپسندیدن8
بازدید8.9K
دلبر دلش گرفته دلدار گریه کرده عاشق همیشه وقت دیدار گریه کرده به آشتی بنده مشتاقتر خدا بود از توبهی گنهکار غفّار گریه کرده یا رَب الهی العَفو... درد مریض را جز درد آشنا نفهمید گاهی طبیب هم با بیمار گریه کرده شرمنده از گناهام، دانی مثال ما چیست؟ خانه خراب زیر آوار گریه کرده یا رَب الهی العَفو... شب زنده دارها را طوری دگر خریدن طوبی بر آنکه تا صبح بیدار گریه کرده یک شهر را دعای یک مست زنده کرده مستی که در مناجات، هشیار گریه کرده در کسوت گدایی حرفی بلد نبودیم سائل همیشه جای اصرار گریه کرده یا رَب الهی العَفو... با گریه طفل هرچه که خواسته گرفته حاجت گرفته کودک هربار گریه کرده ما را فقط دعای زهرا نجات داده مادر برای طفلش بسیار گریه کرده بر حال مادر ما در بین آتش و خون دیوار دَم گرفته، مسمار گریه کرده کفارهی گناهِ ما را حسین داده ارباب بین گودال خونبار گریه کرده یک یا حسین گفته وا کرده روزهاش را آن تشنه که زمان افطار گریه کرده آب فرات آخر تا خیمهها نیامد با مَشک از خجالت صدبار گریه کرده کف میزدند لشگر، قلب رباب میسوخت او بین خندههای اغیار گریه کرده زیر عبا چه چیزی پنهان نموده ارباب سرخ است چشمهایش، انگار گریه کرده گهواره بعد اصغر در دست ابنسعد است گهواره در حراج بازار گریه کرده