دعوتم کردی به این ماه آمدم
حاج منصور ارضیپسندیدن3
بازدید1.8K
دعوتم کردی به این ماه آمدم، بر درت الحمدلله آمدم خسته جان بودم ولی راه آمدم، چون گنهکارم سحرگاه آمدم خوبِ خوبم، در بهار سرنوشت چونکه تقدیر مرا حیدر نوشت قطرههای اشکم از دریا گذشت سال سخت درد و ماتمها گذشت سایهی شرّ گناه از ما گذشت از خطای بندهها زهرا گذشت من اگر با دست خالی آمدم بر در مولا الموالی آمدم گردن طغیانگرم زنجیر شد پیش مردم بندهات تحقیر شد باز کن در را به رویم دیر شد سال نو یکبار نوکر پیر شد نیمه شب روی سیاه آوردهام حاصل عمر تباه آوردهام من ضرر کردم ضرر کردم ضرر آبرودار آبرویم را نبر حال من را خوب کن با چشم تر نیست بین هفت سین من سفر در شب قدر علی عازم شدم بسکه محتاجم نجف لازم شدم گفتن ایّاک با نَعبُد خوش است بنده با جرم کمش لابد خوش است هرکه مهمان کریمان شد خوش است مرتضی با قوم و خویش خود خوش است من فقیرم، من فقیرم، من فقیر جان آقای نجف دستم بگیر (یا علی و یا علی و یا علی) قاتل مولای کوفه تب شده ذکر ایتام علی یا ربّ شده دخترش در خانه جان بر لب شده مرتضی دلواپس زینب شده خانههای کوفیان پر همهمهست روضهخوان کوچه امشب فاطمهست گرچه داغی بر دل حیدر نشست گرچه بین کوچهها مادر نشست گرچه بر پهلوش میخ در نشست گرچه سیلی روی چشم تر نشست کی میان شهر با آزار رفت کی اسارت رفت؟ کی بازار رفت؟ پیش ماه نیزه کوکب را زدند کوفیان با سنگ زینب را زدند من بمیرم دست از سر برنداشت در میان جمعیّت معجر نداشت