دعای ابوحمزه ثمالی از (أَيْنَ كَرَمُكَ يَا كَرِيمُ...)
حاج منصور ارضیپسندیدن5
بازدید5.6K
هرچه میگفت بُنَیَّ، نشنیدند، زدند خنجر از پشت کشیدند، زدند **** اینهمه زخم کاری پر عمق بر تنت از کجا درآمده است تنت آنقدر پاره پاره شده گریهی بوریا درآمده است **** گرچه با ضربههای پیدرپی بارها روی خاک غلتیدی تا به امروز لحظهای ای مرد پشت بر آسمان نخوابیدی **** این تن ز دست و پا زدنت زیر دست و پا تا قتلگه پای زنی را کشانده است با نعل تازه بس که تنت ریخته به هم جایی برای بوسهی زینب نمانده است **** آنقدر رو زدم به شمر و سنان که به تو مهلت نفس بدهند میکشم روی پیکر تو حسین (چادرم را اگر که پس بدهند)2 تو حسینی درست میبینم حال و روز تنت چه بد شده است جای یک بوسه نیست در بدنت تنت از بس لگد لگد شده است