دست وپا میزنه تقصیر نداره
سید امیر حسینیپسندیدن17
بازدید7.3K
دست و پا میزنه تقصیر نداره شیرخواره تحمل تیر نداره تقصیر منه که منّت کشیدی بمیرم که مادرش شیر نداره اونی که میره دلم براش میاد آبو خورده داره با باباش میاد واسه اینکه زیر آفتاب نباشه بچهامو گرفته تو عباش میاد نبینم اینجوری آشوبی حسین دستتو رو خاکا میکوبی حسین علیاصغرم فدات ببینمت تو که چیزی نشده، خوبی حسین؟ تشنگی برده قرار و تَوونم سخته راه برم با قدِ کمونم یکمی زمان بده منم بیام تا براش نمازِ میّت بخونم پشت خیمه با خجالت رسیدم پیر شدم تا اشک چشماتو دیدم یادته روزِ تولدش حسین من با خندههای تو میخندیدم عرق پیشونیت از شرمه حسین خون بچهامون هنوز گرمه حسین خاکو آروم رو تنش بریز آخه استخون شیش ماهه نرمه حسین الهی براش بمیره مادرش جای دستم خاک اومد زیر سرش نگاه کن که روی صورتش هنوز مونده جای بوسه های خواهرش خاک میگن سرده، نه خاک اصغرم تشنه کُشتنش، نمیشه باورم روی میوهی دلم خاک نریزی خاکو باید بریزی روی سرم نبینم نالههای حزینتو عرقِ شرمِ روی جَوینِتو مخفیونه کاشتی بذرتو ولی میزنم با نیزه شخم زمینتو پاش بیفته جون میدم به پا خودت همه فامیلای من فدا خودت بزا طعنه بزنن، بزا بگن چرا ششماهه رو بردی با خودت (علی لایلای، علی لایلای بالام لایلای، بالام لایلای)۲