دست ما و عطای تو
حاج مهدی سلحشورپسندیدن8
بازدید2.7K
دست ما و عطای تو، کربُبلا درد ما و دَوای تو، کربُبلا مینویسم نمیرسد هرگز شأن مکه به پای کربُبلا انبیاء بزرگ میباشند دوره گرد و گدایِ کربُبلا سِیر یعنی قدم زدن بین کوچه پس کوچههای کربُبلا دستشان را قدیم میدادند با چه عشقی به پای کربُبلا وقت مُردن مرا بگردانید دور صحن و سرای کربُبلا به نگاه رُباب مدیونن همهی آبهای کربُبلا کاشفُ الکَربِ سیدالشهدا چه کشیده از بلای کربُبلا چهارده قرن گریه میکردند روضه بوریای کربُبلا مادری هی بُنَّی میگوید میرود هر کجای کربُبلا شد سرازیر سمت یک گودال دشمن از جای جای کربُبلا از بس که شکستند تو را برگ و بَری نیست خون تو به جا مانده ولی بال و پری نیست هر چند برایت پدری کردم اما صد شکر کنار بدن تو پدری نیست نیمی ز غم اکبر و نیمی ز غم تو یک گوشه بیدار به روی جگری گفتم که تو را جمع کنم از دل این دشت عطر تو میآید ولی از تو اثری نیست ***** شدم پیشمرگت آقا کفن پوشیدم لباسی مثل بابا حسن پوشیدم اذن میدان بده آقا جون چون شهادت برام شیرینه به خدا پیش عمه زینب، سرم پایینه زد نعل اسبها به تنم نشونه این یادگاریها برام میمونه عموی خوبم قد کشیدم مثل عمو عباسم باید دیگه زره بگیری واسم عموی خوبم