دست زمانه بار دگر اشتباه کرد
حاج حسن خلجپسندیدن11
بازدید4.4K
دستِ زمانه بارِ دگر اشتباه کرد زهری بهارِ زندگیام را تباه کرد آتش کشید بر همه اعضای جسمِ من با خنده شعلههای خودش را نگاه کرد در تار و پودِ پیکرِ من رخنه کرده بود تا مغزِ استخوان، همه جا طی راه کرد مثلِ کسوف روز دهم، سوز تشنگی خورشید پر تلألو رویم، سیاه کرد حال و هوای ملتهب حجرۀ مرا همرنگ سرخی شفق قتلگاه کرد ***