دست دل را می فشارم چون که پابند علی ست
حنیف طاهریپسندیدن4
بازدید3.4K
دست دل را میفشارم چون که پابند علیست من خدا را دوست دارم چون خداوندِ علیست پیش ما حرص بهشت و غصۀ دوزخ یکیست پرده بردارید این دل آرزومندِ علیست گل نمیخندد اگر بیبهره باشد از بهار تا دل من وا شود محتاج لبخندِ علیست ناله از نی چون برآید میشود از نی جدا نیست در بند رهایی آنکه در بندِ علیست از علی پرسیدم و گفتند: مانند خداست از خدا پرسیدم و گفتند: مانندِ علیست عاشق کوی علی را ترس رسوایی کجاست بیم ننگش نیست هرکس آبرومندِ علیست آب اگر آب حیات است و رود اگر رود فرات تا ابد شرمندۀ لبهای فرزند علیست ***