نصب اپلیکیشن نوا
تصویر محمدحسین حدادیان - دسته گلامو سپردم دستت فی امان الله

دسته گلامو سپردم دستت فی امان الله

[ محمدحسین حدادیان ]
حسین یا اباعبدالله...

حسن یابن الزهرا...

دسته گلامو سپردم دستت، فی امان الله۲
روزی نمیشه مثه روز تو،( ابی‌عبدالله) ۳

همیشه کمکم بودی، یا حسین توی این چهل سال 
جای من میاد عبدالله کمکت ته گودال

به یاد من هم باش، تو جشن دامادی قاسم
میشه زیر مرکب، هم قد ماه بنی هاشم

حسین عزیز دلم...

میشه تموم گلای یاست، رنگ نیلوفر
میون قافله داری از من، یه دونه دختر
میره همراهه زینب مضطر

زیر مرکبا جون میده، دخترم شریفه سادات2
تا نبینه میره زینب، دم دروازه‌ی ساعات

کربلا تا حِله، گریه برا بی معجری کرد2
تا لحظه‌ی اخر،برا رقیه خواهری کرد

حسین عزیز دلم...

روضه‌ی من اینه عبدالزهرا
امون از کوچه
به جای روضه‌ی تشت پر از خون
بخون از کوچه
امون از سیلی، امون از کوچه

بعد زخم غلاف دیدم، جبیره وضو میگیره
میدیدم از بابام ختی، توی خونه رو می‌گیره

من اون روزی مردم 
که مادرم زهرا شهید شد
کی باورش میشه
تو بچگی موهام سفید شد

گفتم پاشو مادر
چرا روی زمین نشستی
به صورتش نامرد
تو کوچه سیلی زد دو دستی

به نوک پنجه‌ی پا ایستادم اما خیف
دستش از روی سرم رد شد و گوشواره شکست

بی حیا سیلی زد با هر دو دست
مادرم روی خاک کوچه نشست

آه دستت بشکنه
این که داری میزنی ناموس منه
کجا مردی بی هوا زن رو میزنه؟ 

از روی چادرش، پاتو بردار
آخه خورده با، سر به دیوار

بارونه کربلا
مادرت میشه مهمون کربلا 
شب جمعه روضه‌خونه کربلا

سر پیراهنت 
پیرم کردن از زندگی
سیرم کردن از زندگی 

اینجا عمه‌ام شکست
سرت از نی افتاد و شد دست به دست
زن و بچه‌ات بین وحشی‌های مست

سنگینه مشتشون
همه من رو میزدن زجرم پشتشون
مونده موی من لای انگشتشون

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل