پیچ کوچه بود که ولگرد لعنتی با سنگ زد به آینه
سید امیر حسینیپسندیدن12
بازدید3.1K
پیچ کوچه بود که ولگرد لعنتی با سنگ زد به آینه بیدرد لعنتی دیدم به جنگ مادر رنجورم آمده فریاد میزدم برو نامرد لعنتی خونت حلالِ خشم حسن میشود برو خونم به جوش آمده، خونسرد لعنتی دیوارهای سنگی آن کوچه شاهدند با مادرم چه کرد کمر درد لعنتی منو بزنید مادرمو نزنید...