در هوای تو هر دم از تب سوختم
محمدحسین حدادیانپسندیدن44
بازدید2K
در هوای تو هر دم از تب سوختم من برای تو شصت و نه شب سوختم غصّهاتو خوردم کاش برا تو میمردم دلهره دارم کی شب اوّلشه روضه خون بازم وارد مقتل شه این شده دردم، کم برات گریه کردم خداحافظ ای خاطرات دل نشین من خستگیِ اربعین من باز برگشتم به تنهایی خودم بیرق و پرچم خدا فصل درد و غم خدا حافظ این روزا خیلی دلتنگ تو شدم حسین جانم