در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد
حسین ستودهپسندیدن100+
بازدید6K
در نمازم خَمِ ابرویِ تو در یاد آمد حالتی رفت که محراب به فریاد آمد تو که در کربُبلا تکیه زدی گفت خدا این ذبیح است که از کعبه به میعاد آمد صراط مستقیم من کمندِ گیسوی حسین بال اگر داد خدا بال بزن سوی حسین خداوندِ احد ثناگوی حسین جهان پُر شده از هیاهوی حسین تمام نفحهی بهشت از بوی حسین حسین جانم حسین... دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند و در آن ظلمت شب آب حیاتم دادند شد زبانزد به کریمی و کرامت وقتی از سر خوان تو یک لقمه به حاتم دادند مسلخ عاشقان بُوَد زلف چلیپای حسین جناب یوسف آمده کند تماشای حسین شدم مست رخِ دلآرای حسین سرم را زدهام به سودای حسین قیامت است هنگامهی غوغای حسین حسین جانم حسین...