در میان دشت و صحرا روی خاک افتاده سقا
ابوالفضل بختیاریپسندیدن0
بازدید1.3K
در میان دشت و صحرا روی خاک افتاده سقا بی برادر گشته مولا مشکش گشته پاره اشکش چون ستاره در میان خیمهها غوغای آب است اصغر از لبتشنگی در پیچ و تاب است یا ابوفاضل ابوفاضل اباالفضل (2) نا امیدُ سرشکسته در میان خون نشسته با دلی غمگین و خسته با فرق پر ازخون گشته زار و محزون میکشد از سینه فریاد برادر آمده بر دیدنش زهرا اطهر