در فضای خانهاش چون عطر کوثر مینشیند
محسن عراقیپسندیدن15
بازدید8.6K
در فضای خانهاش چون عطر کوثر مینشیند پس بِلاشک جبرئیل اینجا دَم در مینشیند روبهروی ظالمان و در کنار مستمندان چون علی میایستد، مثل پیمبر مینشیند گفت مَمسوس است در ذات خدا، تکبیر گفتم ناگهان دیدم پس از الله، اکبر مینشیند هر کسی از دور در مسجد جمالش را ببیند روز بعدش بین صفهای جلوتر مینشیند چون اذان گفتهست بالای مِناره تا قیامت هر کجا گلدسته میبیند کبوتر، مینشیند هر کسی زانو زده در محضرش روز قیامت ساعتی زانو به زانوی پیمبر مینشیند ***** میایستم امروز خدا را به تماشا ای محو شکوه تو خداوند سراپا ای جانِ جوانمَرد به دامان تو دستم من نیز جوانم ولی افتادهام از پا با آمدنَت قاعدهی عشق به هم ریخت لیلای تو مجنون شد و مجنون تو لیلا چون منطق و رفتار تو شد خُلق محمّد معراج برای تو مُهیّاست بفرما این پردهای از شور عراقی و حجاز است پیراهن تو چَنگ و جهان دست زلیخا لبتشنهی لبهای تو لبهای شراب است لب وا کن و انگور بخواه از لب بابا چون چشم تو دل میبَرد از گوشهنشینان شد گوشهی ششگوشه برای تو مُهیّا مجنونِ علی شد همهی شهر ولی من مجنونِ علیاکبرِ لیلام به مولا