در عزایت آیهی تطهیر گریه میکند
محمدحسین حدادیانپسندیدن13
بازدید600+
در عزایت آیهی تطهیر گریه میکند دوست و دشمن، جوان و پیر گریه میکند روضهخوان تا گفت: یا مظلوم، دیدم مادرت بر تو ای مظلومِ بیتقصیر گریه میکند گوشهای تنها نشسته اشک میریزد رباب آه این زن واقعاً دلگیر گریه میکند * * * * در خواب ناز بودم و دشمن امان نداد از بس که زد راه نَفَس در گلو گرفت * * * * آزاد گشت آب ولی صدهزار حیف شد شیردار مادر و بیشیرخواره بود لالا عزیزم برو توی آغوش زهرا عزیزم * * * * چهل منزل کتک خوردم دَمادَم خون دل خوردم همینجا بود اکبر را گرفتند ز ما شِبه پیمبر را گرفتند ولی از من دو دلبر را گرفتند هم اکبر، هم برادر را گرفتند همینجا شیرخواره گریه میکرد ربابِ بیستاره گریه میکرد گَهی بر مشکِ پاره گریه میکرد گَهی بر گهواره گریه میکرد خدایا از چه طفلم دیر کرده؟ مرا بیچاره کرده، پیر کرده همینجا که دلها گرفتو کسی روی تن تو جا گرفتو و از پشت سرت سر را گرفتو سرت را یه کمی بالا گرفتو همینکه بر گلویت خنجر آمد صدای نالهی زهرا درآمد * * * * به سمت در اومد، مغیره با هیزم نالهی من گم شد، تُو خندهی مَردم با آتیش اون در، تو سوختی و ساختی روی من و محسن، عبا تو انداختی * * * * مرهم واسه این چشم ترم میخوام حال دلم بده، حرم میخوام حال دلم خیلی بده جا موندم از قافله بازم * * * * جا موندم مثل رقیّه اربعین جا موندم بازم همه رفتن و تنها موندم شنیدم که اربعین جا موندی، دلگیرم من به جای تو زیارت میرم اومدم زیارتت با گریه، با زاری تو هنوزم وسط بازاری خیلی روضهی نگفته داری سلام خانوم، اَیَّتُهَا الصدّیقَةُ الشهیده ای نوهی بانوی خمیده من عزیز همه بودم که حقیرم کردند....