در افتاد و لعنتی یه جور زد با سر افتاد و
علی اکبر حائریپسندیدن34
بازدید8.1K
در افتاد و لعنتی یه جوری زد که با سر افتاد و روی چادرش جا پای لشگر افتاد و چه بد میزد دومی با هرچی که دستش اومد میزد بیحیا به پهلوهات همش لگد میزد به سرش داد نزنید سر ناموس علی اینقدر فریاد نزنید بسه تو رو خدا دست مادرم دیگه از کار افتاد نزنید ای وای ای وای ...