در جوانی بی حسین احساس پیری میکنم
سیدمهدی حسینیپسندیدن25
بازدید4.6K
در جوانی بی حسين احساس پيری ميكنم بگذر از پيری كه احساس حقيری ميكنم من فقير اهلبيتم، ليك كَشكولم پُر است فخر بر تاج شَهان با اين فقيری ميكنم گر اميرالعاشقان اين عشق را امضا كند ميروم عرش و ملائک را اميری ميكنم گفت زاهد از چه رو گفت عارف از چه رو گفت عالم از چه رو بر سینه محکم میزنی گفتم از آئینهی دل گردگیری میکنم بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسد بماند آرزوی کربلا تشنهی آب فراتم ای عجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا