در این حریم هیچ کسی بی مراد نیست
حسین طاهریپسندیدن46
بازدید13.3K
در این حریم هیچ کسی بی مراد نیست بازار اهل معرفت اینجا کساد نیست همواره بی حساب فقط لطف میکند (بیهوده نام او که امام جواد نیست) ۲ دیدم که در تمامی حاجت گرفتهها فرقی میان مجتهد و بی سواد نیست از کشور امام رضائیم و بین ما کمتر کسی به لطف شما خانهزاد نیست بغضی نشسته در دل شبهای این حرم برعکس مشهد است و زائر زیاد نیست پرسیدم از حوائج و بین جوابها حتّی یکیش حاجت ما را نداد نیست ... لب میزند که مادر خود را صدا کند یا حقّ واژهی جگرم را ادا کند او ناله میزند جگرم سوخت، هیچ کس گویا قرار نیست به او اعتنا کند میخندد اُم فضل به همراه عدهای تا خون به قلب حضرت ابن الرضا کند یک ظرف آب ریخت روی زمین پیش او نگذاشت تا کسی به لبش آشنا کند در حجره دست و پا زدنش یک بهانه بود تا روضهای برای خودش دست و پا کند میخواست با خیال غم جدّ بی کفن آن حجرهی ستم زده را کربلا کند ... این دل تنگم، غصّهها دارد گوئیا میل کربلا دارد کربلا، کربلا، کربلا، کربلا میروم بینم در کجا زینب شکوه از شمر بی حیا دارد