در این بازار شلوغ دنیا خودم را گم کردم
حسین ستودهپسندیدن100+
بازدید5.9K
در این بازار شلوغ دنیا خودم را گم کردم مرا پیدا کن در این ناپیدا که لبریز دردم تو آرامِ جانِ هر شیدایی، که تنها سر کردی تمام شب تا سحر را تنها بیابان میگردی ای نسیمِ عشق به امید وصالت دویدم من ولی گشتم وبالت تو با حالت به حالم گریه کردی ولی من چه جفا کردم به حالت العجل العجل غریبِ شهر، پریشانی تا کی؟ العجل العجل غریبِ شهر، تو پنهانی تا کی؟ العجل العجل اباصالح اباصالح برگرد... **** سراغت را از غروبِ جمعه گرفتم از باران تو ای یوسف ببین قحطی چه کرده با کنعان نسیمِ یادِ تورا حس کردم دلم شد سرگشته شبی در خوابم شنیدم یارم به کنعان برگشته گر که برگشتی شبِ غم را سحر کن نبودم من به خاکِ من گذر کن من از شوقِ وصالت پر کشیدم شبی پیشِ مزار من به سر کن العجل العجل سفر کرده، غم دوری تا کی؟ العجل العجل سفر کرده، تو مهجوری تا کی؟ العجل العجل اباصالح اباصالح برگرد....