درگیر دنیایی شدم که واسم هیچ سودی نداشت
ابوذر روحیپسندیدن10
بازدید600+
درگیر دنیایی شدم که واسهم هیچ سودی نداشت تو رو ازم گرفت فقط، زخمی رو این دلم گذاشت من همون شوربختم، که همهجا رو گشتم خیری نیست هیچجایی، به کربلات برگشتم ابتدا کربلا، انتها کربلا خونهی اَمنِ برا عاشقا کربلا (کربلا کربلا کربلا) یا کاشفِ الکربِ حسین، تو همه دنیای منی به تو میگم دردامو، مرهم دردای منی تو رو به اُمُّالبنین، یهکمی حالمو ببین بذار بیام کربُوبلا، جا نمونی آقا، همین (بامرام اباالفضل، مقتدام اباالفضل به قول اهلِ عراق: ای امام اباالفضل) ******* مگه میشه تو رو دوست نداشت مگه میشه به تو دل نبست نمیتونم از تو دور بشم آخه عشقت تو وجودم هست میون این زمونهی نامرد وجودمو محبتت پر کرد بهغیر او همه رهام کردن بهجز تو صاحبی ندارم من واسهم عشق تو بسه نوکر تو بیکسه دوتا دستامو بگیر زندگیم تو قفسه به همه گفتم امام حسین همهی دلخوشی منه این حسینی که میگم همهش نمک زندگی منه همیشه غصهی منو خوردی بدیمو روی من نیاوردی همیشه تاج روی سر بودی برای نوکرت پدر بودی دستمو نکنی ول میمونم آقا تو گل بغلم بگیر آخه بیقراره توی این دل توی گودال چه خبر شده چه بلایی اومده سرت نفساتو داره میبره روی سر میزنه خواهرت سرت رو از بدن جدا کردن تنت رو گوشهای رها کردن تو قتلگاه بهت جسارت شد تموم پیکر تو غارت شد بیهوا میزدنت زیر پا میزدنت پیرمردا همهشون با عصا میزدنت (حسین جانم جانم جانم جانم جانم)