درهئیت حسینم و در حیرت حسن
امین قدیمپسندیدن200+
بازدید26.4K
درهئیت حسینم و در حیرت حسن در خدمت حسینم و در خدمت حسن هم صحبت حسینم و هم صحبت حسن هم رعیت حسینم و هم رعیت حسن دست کَرَم حسن شد و احسان شد حسین روح و روان حسن شد و جانان شد حسین اصل بهشت سینهزنی پای این دوتاست در جنت حسینم و در جنت حسن روح اذان حسین شد و ربنا حسن کشتی، حسین فاطمه شد، ناخدا حسن پیر نجف حسینیه را تا درست کرد در «یا حسین» ریخته شد لذت حسن زهرا غذای هیئتشان را درست کرد نان حسین خوردهام از برکت حسن ظرف حسن فراتو به جوی حسین برد لبتشنه را به سمت سبوی حسین برد ما را حسن پیاده به سوی حسین برد دور حسین پر شده با زحمت حسن صحن حسین، صحن حسن بوده از قدیم پس خاک کربلاست همان تربت حسن یک روح در میان دو تن بوده از قدیم پائین پای این دو وطن بوده از قدیم در مجلس حسین و حسن روضهخوان خداست آقا حسین، امام حسن، ماسوای این گداست حسن آقام آقام آقام ...