درملک او ملائکه را ملیکه هست
ابوالفضل بختیاریپسندیدن0
بازدید8.7K
در مُلک او ملائکه را ملیکه هست بر عرش او همیشه خدا را اریکه هست گفتند علی که عین نبی نیست بلکه هست باید خدا شوی که بدانی علی که هست ما عاشقیم عاشق او کردگار هم ما هیچ، آبرو همه از خاک او برند ما هیچ اولیا دم تیغش گلو برند ما هیچ انبیا به درش آرزو برند هیهات نام نامی او بیوضو برند مسند گرفتهاند از او اعتبار هم دستش گرفته بود اگر مصطفی به درد بوسه زدند قبل همه انبیا به دست دستش که دید گفت خدا مرحبا به دست آنجا گرفت دست علی را خدا به دست حق با علیست خاتم مکی تبار هم مولا که پا به دوش پیمبر گذاشتند بتهای کعبه بر قدمش سر گذاشتند سر را به پای خاجهی قنبر گذاشتند اصلا برای کعبه چرا در گذاشتند؟ وقتی که کعبه سینه درد پردهدار هم از ما بپرس این دل سرکش چه میکند در تاب گیسوان مشوش چه میکند؟ با مشت کاه حضرت آتش چه میکند؟ از عمروعبدود بپرس که ضربش چه میکند حیران تیغ اوست میان مزار هم میدان که هیچ کوه هم از هیبتش شکست نوشید هر که تیغ علی گشت مست مست مرکب که چرخ میزد و میریخت پا و دست تیغی به پاش بوسه زد و شد علی پرست سر میزند دو ابروی او ذوالفقار هم2 شیطان علی ندید و به آدم محل نداد2 اصلا بجز علی به کسی هم محل نداد وقتی که بود فاطمه بر غم محل نداد زهرا کنار او به دو عالم محل نداد ما را محل دهید دل بیقرار هم با کور و با جزامی و با بینوا نشست شاهی که قبل خلق جهان با خدا نشست نه سال پیش فاطمهی باوفا نشست یک عمر بعد فاطمه غرق عذاب نشست او را که کشت غربت او انتظار هم در میزدند فاطمه رنجور و خسته بود بر روی مرکبی که به سختی نشسته بود شاید برای فاطمهای که شکسته بود در وا کند هر چه که در بود بسته بود پیرش نمود کوچه غم روزگار هم