درسته گفتم برو اما، یه کم آهسته گل لیلا
امین قدیمپسندیدن42
بازدید8.8K
درسته گفتم برو اما، یه کم آهسته گل لیلا میریزم اشکامو پشت پات، بلا دور باشه ازت بابا ای خداجوی من ای اذان گوش من داری میری به میدون عمه آهی کشید خواهرت گریه کرد، خیمه ها شد پریشون با سرت پای دینی دوست نداری بشینی تاکه به زیر سم عصر روز دهم پیکرم رو ببینی سر افتاده پیکر افتاده علی نه یک لشکر افتاده به هرجا که چشم میچرخونی یه تیکه از اکبر افتاده پخشی تو هرکجا عین قربونیا هرکی یه تیکهتو برد پهلوون جوون دیدنت بین خون جونمو به لب آورد تیکه تیکه غمی تو میشمرم باز کمی تو با تن در همت اربا اربا تر از سوره مریمی تو خمیده و جسم پاشیده یه بابای مات و خشکیده آخه رسمه تسلیت میگن به پیر داغ جوون دیده کاش دیگه پا نشد یکی پیدا نشد بازوهاشو بگیره بیکسیسشو که دید زینب از راه که رسید زینبش رو نبینه آه پریشونه خیمه وای چه گریونه خیمه پاره های تنش رو داره با عبا برمیگردونه خیمه