درسته رفتی و با رفتنت تنهام گذاشتی
امین قدیمپسندیدن37
بازدید1.3K
درسته رفتی و با رفتنت تنهام گذاشتی ولی من راضیام از دست تو، چارهای نداشتی دلُم طاقت نداره، چیشام ابر بهاره تو رفتی رو سرت خاک و حسینت سنگ بباره تاب گیسوت شکسته، طاق اَبروت شکسته آخ رقیه بیو که فرق عاموت شکسته برارُم آی برارُم... عزیزوم تا همینجاش هم تو مَشکت خوب آوردی تو که تا علقمه رفتی بَرِی چی آب نخوردی؟ من و داغ برادر، من و ریشخندِ لشکر میگن سی تشنه جون میده بچهی ساقیِ کوثر اونی که خنجرت رو به کمر بسته شمره جوشنت دست اخنس، چکمههات دست شمره برادر ای برادر... میبینی من چیا دیدم تو این دنیای دو روزه اَدامو درمیارن تا دلُم بیشتر بسوزه آره دنیا همینه، قدت نقش زمینه قدُم خم شد مسلمون نشنوه، کافر نبینه هر چی که داشتی بردن، جسمتو مُثله کرده کِل کشیدن کنارت، دادمو درآوردن اباالفضل ای اباالفضل...