درد و دل بکن باباجون با دخترت
حاج محمود کریمیپسندیدن11
بازدید16.9K
درد و دل بکن باباجون با دخترت بگو کی پیروهنت رو برده بود؟ تَرکای رو لبت برا چیه؟ صورتت چرا گرفته بوی دود؟ یه مسلمون نبود، آبت بِده؟ بگیره خشکیِ روی لباتو؟ چشای خوشگل تو، بازه چرا؟ یه نفر نبود ببنده چشاتو؟ بهتره بشنوی از خودم بابا بذار خاطرات اون شبو بگم اون شبی که فکرشم عذابمه توی تاریکیِ صحرا گم شدم زجر اومد بالا سرم داد میزد و کتکم زد و اَمونمو بُرید پنجه انداخت توی موهام و دوید میکشید غرور دخترونهمو گوشواره برام خریدی، یادته؟ گم شدن بابا، مگه نمیدونی؟ بگذریم دوباره از خودت بگو کجا رفتی، انقده پریشونی؟ من فقط یه کم موهام سوخته همین یه کمم پریده رنگم، مگه نه؟ لباسام یه ذرّه نامرتّبه ولی من هنوز قشنگم مگه نه؟ کی موی قشنگتو بههم زده؟ مثل من، چشات کبوده باباجون سرتو با چی بریدن عزیزم؟ قاتل، اینکاره نبوده باباجون کی زیر گلوت را عزیزم اینطور بریده ناشیانه؟ تقصیر حرارت تنور است این سوختگی زیر چانه