نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یه سوال ازت دارم دختر شامی تا حالا زخم تاول پاهات در گرفته؟ از کشیدگی موهات درد گرفته؟ تا حالا شده وقت خواستن بابات جوری زده باشنت که تو گریه حس کنی صدات درد گرفته؟ تا حالا موقع تازیونه خوردن بدن یکی دیگه به جات درد گرفته؟ تا حالا رسیده کار چشمات به اونجا که حس کنی چشمات با دیدن فرات درد گرفته؟ برنامه تازیونه فرقی نکرده دور ما هنوزم مثل سپر میگرده روزا عطش و شبای سرد خرابه از هر طرفی بخونی درد رو باز درده من بدنم درد میکنه ببخشید راه رفتنم درد میکنه جای خالی بابام تیر میکشه آی کل تنم درد میکنه آخه اونشب گفت کاری به کار من نداره دختر سه ساله که زدن نداره اما ی جوری زد بابا که دیگه شیرین سخنت دندون تو دهن نداره آی بعد از شب صحرا و زجر من بازوهام درد میکنه روزها گوشام تیر میکشه شبها موهام درد میکنه این نکته جای سخن نداره دختر سه ساله زدن نداره
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد