خسته ام حسین جان از درای بسته
علی نجفیپسندیدن11
بازدید4.9K
خسته ام حسین جان از درای بسته آقا در به در شدم ... خون جگر شدم ... با دو چشم گریون ... توی کوچه ها می خونم برات ... با صدای بی جون ... نیا آقا جان مادرت ... که آواره میشه خواهرت ... نیا که رحمی نمی کنن ... به اشکای چشم دخترت ... نیا کوفه یا عزیزالله ... ***** هر کجا که میرم آسمون یه رنگه ... روی پشت بوما کوه چوب و سنگه ... مسلمت غریبه یاوری نداره ... ای غریب زهرا کوفه فکر جنگه ... نیزه و شمشیر ، خنجر و دشنه ... پر شده تو بازار ... نقشه می کشن کوفیا ... برا چشمای علمدار ... کشیدن نقشه برا سرت ... برای دست برادرت ... کشیدن نقشه حسین من ... برا النگوی دخترت ... نیا کوفه یا عزیزالله ... ***** نیا آقا جان مادرت ... که آواره میشه خواهرت ... نیا که رحمی نمی کنن ... به اشکای چشم دخترت ... کشیدن نقشه برا سرت ... برای دست برادرت ... کشیدن نقشه حسین من ... برا النگوی دخترت ... نیا کوفه یا عزیزالله ...