درآتش جهنم مشغول سوختن بود
سیدرضا نریمانیپسندیدن3
بازدید10.1K
در آتش جهنم مشغول سوختن بود این حق یک گُنهکار یعنی که حق من بود ممنون که لطف کردی دست مرا گرفتی گر تو نمیگرفتی پایم تَهِ لجن بود من خوردهام به بنبست، راهِ نجات من کو گفتی که گریهکن باش گریه قُرُق شکن بود هی توبه کردم و باز هی توبه را شکستم جنگِ من و گناهم یک جنگِ تن به تن بود ای کاش های و هویم قدری به درد میخورد تا کَس نگویدم این تنها لب و دهن بود نگذار بعدِ مرگم در آتشم کشانند جانِ علی بگو این یک روز سینهزن بود کلاً مرا بسوزان، قلب مرا ولی نه این خانهی شکسته جای اَبَالحسن بود کِشتیِ دلشکستهم دور از حرم نشستم در روضهای که اشکش تنها پناهِ من بود گفتی اگر اَدا هم باشد قبول دارم این گریه کمترین کار در حقّ بیکفن بود آسایشِ دو عالم در قتلگه بههم خورد وقتی که چکمهی شمر بر روی آن بدن بود با ساربان بگویید انگشت را نَبُرّد زهرا دلش به رنگِ انگشتر یمن بود در کوی نیک نامان آن زینبِ شریفه عصرِ دهم اسیرِ یک مشت بد دهن بود