نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

داد زدن دخترتو یه عده جلّاد زدن همینکه چشمم به تو افتاد زدن گفتم دلم بابامو میخواد زدن جار زدن این خبر رو رُو در و دیوار زدن حرف ما رو تُو کوچه، بازار زدن گفتن کنیز و حرف دینار زدن زدن، زدن، زدن، زدن حرفای بد طعنه زد به چادرم هر کی اومد زدن، زدن، زدن، زدن زخم زبون چی بگم از خندههای ساربون؟ زدن، زدن، زدن، زدن منو صدا هی میگفتن تو کجا، اینجا کجا * روز زدن به پهلوهام زخم جگرسوز زدن باباهایی که تو رو دیروز زدن با دختراشون منو امروز زدن شب زدن اسم تو رو گفتم زیر لب زدن افتادم از بالای مرکب زدن دیدن پریشونم مرتب زدن زدن، زدن، زدن، زدن شمر و شبث جوری که تموم دندونام شکست زدن، زدن، زدن، زدن زجر و سنان با عصا و سنگ و چوب خیزران زدن، زدن، زدن، زدن کُلِّ سپاه نه یکی، دو روز که نزدیکه یهماه آه بابایی، آه بابایی ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد