نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

دختر شاهم ولی تُو رَخت اسیری دووم نداره باباجون دندون شیری دختر شاهو کی دیده گریون باشه؟ یتیمو کی دیده لبش پُرخون باشه؟ کِی دیدی موم از معجرم بیرون باشه؟ اگر که توی بغل عمه جامه جای من اما رُو زانوی بابامه رُو نیزه کی دیده سر مهمون باشه؟ بابای من، بابای من، بابا، بابا ... عروسک عمو بودم یکروز اما حالا میپیچم به خودم مثل زهرا شکسته دست منو، میلرزه بابا غارتیا بابایی خیلی نامردن دعوا سر گوشوارهی من میکردن زخمیه گوش من هنوز بابا، بابا بابای من، بابای من، بابا، بابا ...
هنوز نظری ثبت نشده