دختر سه سالهات از غمایی که دیده پیره
جواد مقدمپسندیدن5
بازدید1.3K
دختر سه سالهات از غمایی که دیده پیره گوشهی خرابه باز زانوشو بغل میگیره از بهار زندگی چشم و دل اون دیگه سیره از خاطرات پُر غم کربوبلا پریشونه، پریشونه میون موهای پریشونش هنوز لختِ خونه، لختِ خونه آرزوش اینه آرزوش اینه دورت بگرده نمیتونه یا اَبَتا یا ثارالله، یا اَبَتا یا ثارالله... **** عمّه زینبم برام زحمت زیادی کشیده از غمای بیشمار میدونی که دیگه بُریده صد برابر همه طعم مصیبت رو چشیده هر جا رسید شد سپر بلای من تو راه شام،تو راه شام مرهم اشکاشو گذاشت هر نیمه شب رو زخم پام، رو زخم پام شبیه عمّه شبیه عمّه درنیومد هیچجا صدام یا اَبَتا یا ثارالله، یا اَبَتا یا ثارالله... **** مثل هر شبی میرم میشینم یه گوشهای تنها سجدههای شکر دارم بهجا میارم روی خاکا روی دامنم نشست عاقبت سرت ای بابا عاشقیمو میخوام بابا بازم به تو نشون بدم، نشون بدم لب میذارم به روی حنجرت بابا که جون بدم، که جون بدم گُلتم اما گُلتم اما عمرمو دست خزون میدم یا اَبَتا یا ثارالله، یا اَبَتا یا ثارالله...