نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

داغ خواهر سخت شد داغ برادر سخت شد سخت شد کار حسین کار بر زینب ولی چندین برابر سخت شد دلخوشی خیمه رفت وضع پیش از پیش بر آل پیمبر سخت شد در حرم غوغا شد و ماندن ششماهه در آغوش مادر سخت شد در کنار آب ماند بس که باز آوردنش از بین لشکر سخت شد ضربه طوری بود که بستن زخمش شبیه فرق حیدر سخت شد بازوانش را که دید آه درد بازوی زهرای اطهر سخت شد میرم و غصّهم حرم بیعبّاسه سرمو میبرّه ولی چشمام بازه حسین وای ...
هنوز نظری ثبت نشده