داغی است بر دلم كه تسلا نمی شود
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن0
بازدید1.4K
داغی است بر دلم كه تسلا نمی شود دیگر لب اذان گوی من وا نمی شود برسینه ازفراقِ جگرگوشه ی عزیز زخمی است تا ابد كه مداوا نمی شود ذبح عظیم من شده و فدیه ای جز او تفسیر آیه های فدینا نمی شود از اكبرم چه ریخت و پاشی نموده اند این تكه تكه، در بغلم جا نمی شود اشكم كفاف این همه زخمش نمی دهد جایی برای بوسه كه پیدا نمی شود یك نیزه از بلندی اسبش زمین زده جاكرده خوش به پهلوی او، پا نمی شود افتاده بس كه فاصله در این "فَقَطَعوا" در یك عبا تمام تنش جا نمی شود حتی كنار هم بگذارم اگر تنش نه، آن جوانِ خوش قد و بالا نمی شود یك پیرمرد داغِ جوان دیده، هیچ جا اینگونه بین خنده تماشا نمی شود یارم شوید، آه رفیقانِ اكبرم تا خیمه بردنش تك و تنها نمی شود تا گیسوان عمه پریشان نگشته است كاری كنید، اكبر من پا نمی شود