داغلب سینه کسیلیب نفس
مهدی رسولیپسندیدن46
بازدید9.3K
از سر زین به گواهی روایت افتاد سیزده جامِ پر از شهد ولایت افتاد همه دیدند چگونه حسن کرببلا وسط لشگر دشمن به اسارت افتاد فرقهی سنگزن کوفه سراغش آمد پسر شیر جمل باز به زحمت افتاد (کوچهای وا شد و یک قوم هجوم آوردند)۲ تیغ و سرنیزه رسید و به مشقت افتاد پیکرش صربهی سنگین عمودی کم داشت وسط معرکه از فرط جراحت افتاد نسل شورای سقیفه همگی خندیدند نوهی فاطمه وقتی که به صورت افتاد **** شکوه ز تقدیر میکنم نمیدونم چند روزه که زیر پاهاش گیر میکنم خدایا من قد کشیدم یا قد زهرا خمیده **** خواست زینب را بغل گیرد ولی ممکن نشد مادر از دختر خجل شد دختر از مادرخجل حسین... غریب یارالی عطشان یارالی بیکفن یارالی دور از وطن یارالی حسین... دل من تنگه برات وای وای وای میکنم گریه برات های های های **** دلم (برا حرمت پر میزنه)۳ سینه برا تو دلبر میزنه برا حرمت پر میزنه **** غلط کردم با بار گناه اومدم ای کاش بپذیری منو با بار گناه اومدم **** کفن نداشت حسین ور نه میفرمود: بنویسید به روی کفنم جان حسن