داری پاهاتو رو زمین میکِشی
حسن عطاییپسندیدن22
بازدید7.9K
داری پاهاتو رو زمین میکِشی داری بابای پیرتو میکُشی عصای دستمو شکستن علی دیگه نمونده واسه من دلخوشی پاشو دارن میخندن به اشکای زینب نامردا سایهی زینب رو هم کسی ندیده بود تا حالا اگه بری چی میاد سرِ ناموسم ای خوشغیرت صدای ضجّهی اهل خیمه رو میشنوی بابا قطعه قطعه بینِ صحرا تنِ یوسف بینِ گرگا تو رو کشتن، گریه کردم علیاکبر پاشو از جا آتیش به گلشنِ پیمبر زدن تو رو با هر چی شد مکرّر زدن الهی من فدای اسمت علی اینا تو رو به یاد حیدر زدن فَقَطَّعوهُ بِالسُّیوفِ إرباً إربا واویلا نیزه به پهلو خورد و افتادی رو لبهات یا زهرا یه کوچه وا شد و علیاکبر تو لشکر گیر افتاد حسین به یاد اون روزا زیر لب میگفت یا زهرا بینِ لشکر اکبر افتاد بینِ کوچه مادر افتاد با لگد زد مادرم رو حسن افتاد، حیدر افتاد