داره خون میریزه از زخم تنت آروم
مسعود پیرایشپسندیدن12
بازدید800+
داره خون میریزه از زخم تنت آروم (من فدای غربتت سیدنا المظلوم)۳ تو سروصدا و ازدحام جمعیت پیچیده تو مقتلت ضجهی یک خانوم بمیره مادر برات، که اینقدر ناخوش شدی زیر دست و پاهاشون، بمیرم زَجرکُش شدی چشاتو وا کن از خیمه به گودال اومده زینب چقدر مضطر، خمیدهتر و بیحال اومده زینب آه ریان پشت اسمش بنویس عطشان آه ریان جد ما به خاک و خون غلطان آه ریان بگو برگه برگه شد قرآن شیب گوداله و شاه بی ردا وا محمدا عمه جان رو به مدینه زد صدا وا محمدا این حسین توئه که شده فدا وا محمدا واقعیه یا چشمای زینبت تاره وای خدا مقتله یا گودی نیزاره داره پاشو روی سینت میزاره از ضریح جوشنت خون زده فواره مگه نشناختن تورو، عزیز پیغمبری چرا حمله میکنن یکی پس از دیگری میزنه سنان جدا شمر جدا وا محمدا انگاری کردن به قنفذ اقتدا وا محمدا جاریِ روی زمین خون خدا وا محمدا عمه جان رو به مدینه زد صدا وا محمدا (حسین...)