دارم میبینم با، پاهای تاول زده
سیدمهدی میردامادپسندیدن8
بازدید3.1K
دارم میبینم با، پاهای تاول زده پیاده مهمونم، از راه دور اومده بیا، که زینبم داره میاد به کربلا میاد، یه کاروان خسته از شامِ بلا میاد، فرشتهها به خونۀ خونِ خدا آغوشِ من بازه، برای زوّارم به راهتون چشمِ من و علمدارم *** کسی که با شوقِ زیارتِ اربعین به عشق دیدارم، میاد به این سرزمین میان به استقبال، زهرا و اُمُّالبنین خودم، مسافرای عاشقو صدا زدم خودم، دارم کنارتون میام، قدم قدم خودم، دل شما رو میبرم به اون حرم دوای درداتون، غبار این راهه به راهتون چشمِ شهید شش ماهه آغوشِ من بازه برای زوّارم به راهتون چشمِ من و علمدارم *** تویی که اینجایی، به دعوت خواهرم خودم همرات تا قیامت و محشرم بهشتی هستی با شفاعتِ مادرم بهشت، همش یه گوشهای از این ضیافته بهشت، خودش تو آرزوی این زیارته بهشت، یه جلوه از شکوه این قیامته یار منه هرکی بیاد درِ خونم منم دلم تنگه، برای مهمونم آغوشِ من بازه برای زوّارم به راهتون چشمِ من و علمدارم ***