دارم آروم آروم آب میشم
ابوالفضل بختیاریپسندیدن4
بازدید3.7K
دارم آروم آروم آب میشم آخه اَجَلَم نزدیکه شبا و روزا بیتاب میشم شب و روز من تاریکه با هر آه من مهتاب ناله میزنه به حال دلم دل سیر گریه میکنه شبایی که من دارم سجده میکنم روی گردنم زنجیر گریه میکنه دیگه نفسم بند اومد آخه جیگر من خونه توی نفسای آخر قتلگاه من زندونه واویلا از غربت واویلا از زندان... چهجوری بگم دردامو بهخدا سراپا دردم با چشای تارم دارم دنبال عصا میگردم تازیونه وقتی رو بال من نشست فهمیدم چرا دست مادرم شکست؟ سرخه گونههام مثل مادرم شدم آخه دست سنگینی چشم من رو بست دم آخری دلتنگم حال و روز من معلومه چی میشه دم جون دادن باشه کنارم معصومه؟ واویلا از غربت واویلا از زندان...